دغدغه ها...

دلم برای خودم تنگ می شود گاهی*

میان من و خودم جنگ می شود گاهی

در عمق دغدغه هایم غریب افتادم

غریب  نیز که دلتنگ می شود گاهی

دلم خوش است به ایمان ناقصم هر چند

رکوع و سجده ام آونگ می شود گاهی

برای زیر و زبر کردن همین ایمان

تمام شهر هماهنگ می شود گاهی

به بند می کشدم با طناب آزادی

فریب جامعه فرهنگ می شود گاهی

طناب ها همه مارند و اژدهایی نیست

به جای معجزه نیرنگ می شود گاهی

به خون پاک تو سوگند ای شهید عزیز

که خون پاک تو کمرنگ می شود گاهی

از این عداوت دیرین چه باک "آئینه"

خمیر آینه ها سنگ می شود گاهی*

______________

* محمد علی بهمنی

*خمیر مایه دکان شیشه گر سنگ است

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد...

/ 40 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

سلام سال نو مبارک.یه عکس جالب اپ کردم.منتظرتم عزیز.

زهرا

سلام بسیار زیبا می نویسید من دوست فریده (نسیمی از دیار اشتی )هستم تا نظرتون رو خوندم اومدم خوشحال می شم به وبلاگ سربزنید در پناه خدا

سلام

فوق العاده بود فوق العاده به به چه زیبا برای زیر و زبر کردن همین ایمان تمام شهر هماهنگ می شود گهگاه

hamtaaf

سلام دعوتید به یک مناجات...

الهام

سلام وبلاگ قشنگی داری من شما رو لینک کردم لطفا اگه میشه منو لینک کنید ممنون

فدا

پس گاه گویه ی فاطمیه ات کو؟...

hamtaaf

می رفتی آرام آرام، دل‌ها به همراهیت بود... با احترام؛ دعوتید.

hamtaaf

تو را سپردم از آن پس به دست های مسیر... سلام؛ دعوتید...

علی

با سلام عید بر همه مبارک