هدیه روز پدر

تمام عمر خود را صرف ما کردی پدر، ممنون

تمام عمر خود را ما به دستان شما مدیون

به دنبال تو می گشتم در این شهر شلوغ امشب

دلم می خواست شعری نو بگویم در همین مضمون

دلم تنگ است مدتهاست در خوابم نمی آیی

کجا از من خطا دیدی که قهری اینچنین اکنون

دوباره هدیهء روز پدر یک ختم قرآن بود

دوباره چشمهای من یکی کارون، یکی جیحون

من از بس با خودم گفتم که برمیگردی آخرسر

شدم یک پا برای خود _خودم حس میکنم_ مجنون

بگو ای قهرمان من همیشه زنده ای، هستی

و می بینی مرا دائم از آن بالا از آن بیرون

بگو دیگر نداری ذره ای رنج و گرفتاری

بگو راحت شدی از این زمین هرت بی قانون

نمی خواهم که برگردی که خودخواهی ست میدانم

فقط من را ببر پیش خودت لطفا، همین، ممنون

/ 4 نظر / 38 بازدید
احمد

سلام شعر بسیار زیبا وروان وپرمعنایی هست موفق باشید ازخودتون هست؟

احمد

منظور از (هرت ) ازآخر مصرع سوم چیه؟ منظورتون همون چرت هست؟؟

احمد

سلام شعر بسیار زیبا وروان وپرمعنایی هست موفق باشید ازخودتون هست؟

دکتر کتاب‌فروش

سلام خانم معلم هنوزم مینویسید من رو یادتون هست ایا؟ ممنون میشم سری به وبم بزنید به روز شدم[گل]