تقدیم به دایی شهیدم و تمامی کسانی که پرکشیدند تا پرواز را به ما بیاموزند؛
تو از خاک آن کوزهی زیوری
که اینقدر پرسیم و پر گوهری
تو از نسل پروانه یا قاصدک
چگونه اگر نیستی میپری؟
تو را من مرورت کنم باز هم
که هر بار از قبل تازهتری
منو لرزش دستو این سیل اشک
تو و استخوانی و خاکستری...
دلم باز از انسان گرفته بیا
که تو نوری از پهنهی دیگری
فراموش گشتی در این روزگار
تو یک خاطره گوشهی سنگری
من و قاب عکسی سراپا سکوت
تو و چشم سبز سخنآوری ...
تو رفتی ولی تا ابد زنده است
به لطف تو و دیگران کشوری
چه گویم کبوتر کجا جویمت؟
تو زخمی خون دل رهبری
و شاید کنون در بقیع غریب
به دنبال آن بانوی اطهری
من و شرح منظوم درد فراق
تو و اینچنین زادهی خواهری ...
گنبد کاووس
سال 81
